عبد المحمد آيتى
293
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
بود و بىمبالات نزديك خان مىنشست . بزرگان در خلوت عرضه داشتند [ 560 ] كه اين پادشاهى كارى است بزرگ و دويى نپذيرد . پس چنگيز خان ، بتتنگرى را به ديار عدم فرستاد . آنگاه وضع ياسا كرد و ياسانامهء بزرگ را كه آن را تونجين گويند بوجود آورد و سپاهى گرد كرد و آن را به دهه و صده و هزاره تقسيم نمود و به كار بردن انواع سلاح را به ايشان بياموخت و شيوهء راهپيمائى و تقدم و تأخر را در حركت به آنان ياد داد . و از هر جهت مطيع خود ساخت چنان كه هيچ چونوچرا نكنند و عذر و بهانه نياورند و اگر مؤلف گويد از عهد آدم تاكنون دولتيارى در ذكا و سياست چون او نيامده و سپاهى چون سپاه او پاى در ركاب نياورده است گزافه نگفته باشد . چه او توانست سرزمين وسيعى را كه ابتداى آن از جانب شرق منزى ، اقصى بلاد چين و پايان از جهت مغرب ، مصر است و از كنار درياى سند و هند تا روم و بلغار و قرم ( - كريمه ) گسترده شده و مشتمل است بر بلاد ختاى و قرقيز و سلنكاى و تنگوت و تبت و قراقرم و ايغور و تركستان و فرغانه و ماوراء النهر و خوارزم و خراسان و غور و غرجستان و غزنين و كابل و زابل و سيستان و كرمان و فارس و قهستا و عراقين و ديار بكر و موصل و جزيره و ميافارقين و ميردين و حلب و شام و گرجستان و آس و روس تا كلار و باشغرد ملاصق فرنك كه طولا و عرضا پنج هزار در پنج هزار فرسنگ زيادت باشد در كم از مدت پنجاه سال مسخر كرد و خاندان او امروز هم كه در حدود صد و اند سال از زمان او مىگذرد پيوسته بر سرزمينهاى او مىافزايند . [ 561 ] دليل بر باريكى ياساى چنگيز خان حكايتى است كه اينك نقل مىشود : چون به قصد كرايت لشكر كشيد برادرش جوجى قاسر كه از اوتكين « 1 » كوچكتر بود به قدر زمان آش پختنى به موضع اجتماع ديرتر آمد . چنگيز بر او خشم گرفت و ياسا كرد كه هرگز خاندان او را شايان خانيت ندانند و چون به اردو درآيند از دست چپ راه دهند و هنوز اين قاعده برجاى است و بدين مذلت منزلت خاندان او با امراى قراجو متساوى باشد . استيصال كوچلك به سطوت قهر چنگيز خان كوچلك [ پسر تايانك خان پادشاه قوم ] نايمان با لشكر اونگ خان در جنگ بالجونه
--> ( 1 ) - چ : اوتكتن